خرید بک لینک

با نگاهی تر می چکانم... به خشکی چشمانم قطره... قطره... هجو لبخند را تو در آنسوی پنجره هنوز دست تکان می دهی با چتری بر کرانه آسمان قواره گسترانیده... تقلای بی گاهم هذیان غروبم... در تمنای سوسوی چراغ آه چه فرق دارد؟ وقتی که می دانم بازنده یا برنده؟ هر دو باخته اند... و گل ها و خارها علوفه صبحگاهی این گله اند... به محسن روحبخش...

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

๑۩๑ بیا ببین چه می کنیم ๑۩๑ ๑۩۞۩๑ شعرهاو دل گفته های ما ๑۩۞۩๑   گفت بنویس و نوشتم-1 گفت بنویس و نوشتم...از تارهای عنکبوت کنج خانهو آوازی خفته در گلوی گرامافونسبابه را کشیک کشانگفت بنویس و نوشتم...از رنجی که می بریماز رنجی که می بریاز ناخنی که می کشمبر گل آلود نیستی ی ی یگفت بنویس و نوشتم...از سرخی پولک ماهی تنگکه نیست عید را...چشم انتظارو از سبز یرقانی جوانه های گندمبر رواق فولادی رخشدر عصرگاه سیزدهم نوروز...گفت بنویس و نوشتم...شانه های تخم مرغ گران شده اندو شانه های امنبی حدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

๑۩๑ بیا ببین چه می کنیم ๑۩๑ ๑۩۞۩๑ شعرهاو دل گفته های ما ๑۩۞۩๑   مادر دوسال است که خدا قصد گرفتن مادرمان را میکند و مابا عجز و نیاز و استغاثه اورا در یک قدمی رفتن بازمیستانیم و فریاد ماچنین و چنان برایش کنیم سرمیدهیم. نه کرونای با  ۷۰درصد درگیری ریه، و نه خونریزی مغزی، تلنگری که باید وشاید به فرزندانِ مادر نمی زند. مافرزندان ادم ِ سیب خورده را چه به این قال و مقال. نیک نگریستم که مادرم سالهاست برای سلامتیمان به نذر و صدقه و دعاست .او در مقام مادریش، به پیشگیری و ما درمقام فرزنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

๑۩๑ بیا ببین چه می کنیم ๑۩๑ ๑۩۞۩๑ شعرهاو دل گفته های ما ๑۩۞۩๑   و شاید... قرار بود نه فرازی باشدنه فرودینه کوهینه کاهیاما صخره های خودکامگی دریدندژنده پیراهن قدیس راو بر سطوح به ستوه آمده تاریخدگر سطر نگاشتند:تلاطم های رود بیهوده استوقتی که نسب برکه حزیندر پستوی نی های بوریابه جست و جو نافرجام رود و سنگواره میرسد تار و پودی از گریختنرگ های هویت را صلا می دهدآواری از نرسیدن هوار می کشدبالهای قلع اندود شاپرک راو پای سیمانی مترسک امیدوار استسایه ای از دورترین کهکشاندر ظهری سترگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

๑۩๑ بیا ببین چه می کنیم ๑۩๑ ๑۩۞۩๑ شعرهاو دل گفته های ما ๑۩۞۩๑   بحران میانسالی به گمانم میانسالی از روز اول دخول به سی سالگی برچسبش، حالاتش ،بحرانش،طوفان ذهنی و حسرتها و غمهایش را یکجا روانه افکار روزانه میکند.اینکه چراچنین و چنان نشدم و چنین و چنان نکردم. انگار لحظات آخر فرصت رسیدن به خوشبختی در ایام جوانیست. حرص و طمع و دست وپازدنها اوج میگیرد و شاید تا ۳۵ سالگی ادامه یابد. نمیدانم این نسلهای سوخته که برخلاف تورم ،عایدیشان کمتر شده چگونه با سودای ذهنی کنار آمدند و چه جنگی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

معشوق ِمن، حُب تو حُسن ِ تو نیست، ضعف من، موهبتِ من یا هر چیزی که اسمش را میگذاری است. درون من آتشیست از ناکجاآبادِ ضمیرِ ناخوداگاهم که دامنت راگرفته. خودم هم نمیخواهم عاشقت باشم‌. پندار خودم هم نمیخواهد درچنگالِ اهریمنیِ ناپایان کار ِ نانجیب ِروزگارِ " عاشق کُش" گرفتار آید. زود خواهیم گذشت از این دام حُب....

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

๑۩๑ بیا ببین چه می کنیم ๑۩๑ ๑۩۞۩๑ شعرهاو دل گفته های ما ๑۩۞۩๑   هزیان جداییها در تقلای زندگی با حال خوب،گاهی مکث میکنی،گمان میبری تعلیق زمان التیامت میدهد.غافل از اینکه کولاکیست لرزه انداز بر تَن. گاهی خلصه نما میشوی. خلصه مستی،سستی و کاهلی. برمن حرام باد خواب صبح جمعه. که پریشانی از اولین نورتابیده برچشمانم وارد میشود. من جانورِ دوپای دارای شعور نسبی باید هفت روز هفته در تقلای معاش باشم تا یادم برود چه باخودم کرده ام.روانم را ،آرامشم روحم را به چه آدمهایی اشتباهی هدیه داده بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان کوشکی تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:15

صفحه بندی